هرام بیضایی فعالیت سینمایی را با فیلمبرداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقهای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عموسبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت.
چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تا کنون در محاق توقیف میباشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلمهای خود با مشکلات و سنگاندازیهای بسیاری روبهرو بودهاست.
او تا کنون ۱۰ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساختهاست و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگکشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گستردهٔ منتقدان و مردم روبهرو شد. آخرین ساخته او وقتی همه خوابیم در سال ۱۳۸۷ تولید شد.
وی همچنین واجد نقطه دیدی خاص به زن در آثارش است و هر چند با فاصله زمانی فیلم میسازد، آثارش ماندگار میشوند.
«رگبار» محصول سال ۵۱ نخستین فیلم بلند بیضایی است. فیلمی که هنوز هم در فهرست معدود آثار ارزشمند سینمای قبل از انقلاب ایران قرار گرفته و نقشآفرینی هنرمندانی چون مرحوم پرویز فنیزاده، محمدعلی کشاورز، پروانه معصومی و… را خاطرهساز کرده است.
این فیلم با محوریت زندگی یک معلم تازهوارد که سادگی خاص در رفتار و شخصیتش دارد، تأثیرگذاری او را در محیط و موقعیت جدید مورد توجه قرار میدهد. زوایای پنهان و جذاب این شخصیت بخصوص در روند عشق او به خواهر یکی از شاگردانش به تصویر درمیآید و در انتها تلخی که خاص نگاه بیضایی است به کار پایان میدهد.
«غریبه و مه» محصول سال ۵۳ است و «کلاغ» سال ۵۶ ساخته شد که شخصیت یک معلم زن با بازی پروانه معصومی در آن محوریت دارد. داستان این فیلم تداخل دنیای ذهنی و واقعی این زن است که با حضور مادر شوهری که دچار فراموشی شده به آن دامن زده میشود. «کلاغ» یکی از فیلمهای خاص سینمای قبل از انقلاب بود که یادآور فضای مستقل آثار آن دهه است.
«چریکه تارا» محصول سال ۵۷ است و «مرگ یزدگرد» سال ۶۱ بر اساس نمایشنامهای از این فیلمساز ساخته شده که اجرای صحنهای هم داشته است.
«باشو غریبه کوچک» سال ۶۵ ساخته شد که اثری تأثیرگذار درباره پیامدهای جنگ ایران بین اقوام است. الگوی مهاجرت اجباری یک بچه جنگزده به شمال ایران که بعدها در مجموعه «گل پامچال» هم به گونهای دیگر استفاده شد، در این فیلم محور تقابل و تعامل دو فرهنگ و سنت است.
سوسن تسلیمی با حضور در این فیلم به همکاریهای خود با بیضایی بسط داد و تبدیل به بازیگر زن برجسته آثار او تا زمان مهاجرتش به خارج شد. او با نقشآفرینی در نقش نایی زن شمالی که باشو را با جهان و طبیعت اطرافش پیوند میدهد، حضورش را در سینمای ایران ماندگار کرد. «شاید وقتی دیگر» محصول سال ۶۶ و ادامه همکاری بیضایی با تسلیمی است. فیلم داستان دو خواهر دوقلوی جداافتاده است که این بار از زاویهای خاص روایت میشود تا در یکی از پیچشهای روایی، سوءتفاهم روانپریشی و خیانت به حضور یک همزاد و خواهر دوقلو تغییر پیدا کند.
تسلیمی در سه نقش مادر و خواهران دوقلو ظاهر میشود که از نظر خاستگاه با هم متفاوت هستند. مادری که در کودکی دو فرزندش را سر راه گذاشته و از سرنوشت آنها بیخبر مانده، زنی که دچار کابوسهای تکرارشونده و باور روانپریشی است و شوهرش به او شک دارد و یک زن نقاش با روحیهای آرام.
«مسافران» سال ۷۰ همچون دیگر آثار بیضایی با فیلمنامهای از خودش ساخته شد. این فیلم با نگاهی خاص به عینیتبخشی به باور جمعی، پیشآگاهی درباره مرگ را نیز محور قرار میدهد. در واقع آگاهی مادربزرگ از تصادف جمعی از خانواده در راه سفر، با تکثیر باور او از بازگشت آنها ادامه مییابد.
در پایان وقتی مردگان آینه به دست به میهمانی زندگان میآیند، این باور برای همگان عینیت پیدا میکند. مژده شمسایی در این فیلم با حضور در نقش دختری که خواهرش در راه سفر برای شرکت در مراسم عروسی او تصادف میکند، به عنوان بازیگر زن آثار بیضایی معرفی شد که این محوریت و همکاری در فیلمهای بعد نیز ادامه پیدا کرد.
«سگکشی» محصول سال ۷۹ درباره زنی است که در گیر و دار رفع مشکلات مالی همسرش با چهرهای سیاه از حضور زن در اجتماع مواجه میشود. مژده شمسایی این بار هم ایفاگر نقش زنی مستقل است که برای نجات شوهرش تصمیم میگیرد چکهای او را از بین طلبکارانش جمع کند.
این عزم او را در موقعیتی قرار میدهد که نقدی بر موقعیت آسیبپذیر زن در اجتماع و مناسبات مردانه وارد میکند. در انتها وقتی زن زخمخورده، آخرین ضربه را هم از خیانت شوهرش دریافت میکند دیدگاه خاص این نویسنده و فیلمساز به موقعیت زن در روزگار معاصر برجسته میشود.
«وقتی همه خوابیم» محصول سال ۸۷ جدیدترین فیلم بهرام بیضایی پس از هشت سال است که به مسائل پشت صحنه سینمای ایران میپردازد. این فیلم در فیلم همچنین ورود طنز را به آثار این فیلمساز ثبت میکند که خاص وی است. مژده شمسایی، علیرضا جلالیتبار، مجید مظفری، شقایق فراهانی، هدایت هاشمی و حسام نوابصفوی بازیگران این فیلم هستند.
فیلم «وقتی همه خوابیم» در بیست و هفتمین جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مخاطبان در بخش بینالملل، سیمرغ بلورین بهترین تدوین و همچنین طراحی صحنه و لباس و چهرهپردازی را از بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) دریافت کرد. «وقتی همه خوابیم» از ۲۸ اسفند پارسال در گروه سینما قدس اکران شده است.
بهرام بیضایی یکی از معدودهنرمندان ایرانی است که هم در صحنهٔ تئاتر کارنامهای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینهٔ تئاتر هم علاقه داشته و در سالهای دههٔ ۱۳۴۰ کتابهایی را دربارهٔ تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان تئاتر محسوب میشود.
بهرام بیضایی نوشتن نقد، تحقیق و مطالب پراکنده دربارهٔ تئاتر و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و… را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد.
او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد. او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایهگذاران موج نوی نمایشنامهنویسی ایران میباشند. اجراهای صحنهای او اغلب از تئاترهای پرمخاطب بودهاند. بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامهٔ «کارنامه بنداربیدخش» نوشتهٔ خودش و «بانو آئویی» را به طور همزمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. «شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد.
در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیمنگاهی به قتلهای زنجیرهای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف گردید.
نمایش بعدی او در ایران «افرا؛ یا روز میگذرد» در زمستان ۱۳۸۶ در تالار وحدت تهران به صحنه رفت و با موفقیت و استقبال کمنظیر تماشاگران مواجه شد. آخرین نمایش او تا کنون (تیرماه ۱۳۹۱) سایهبازی «جانا و بلادور» است که در استنفورد امریکا به صحنه رفتهاست.
در سالهایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شدهاند.
بیضایی در طول این سالها موفق به دریافت جوایز زیادی شد که از مهمترین آنها میتوان موارد زیر را اشاره کرد:
برندهٔ مجسمهٔ سپاس بهترین فیلمنامه (رگبار)
برنده جایزه بهترین فیلم از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران (رگبار)
برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره شیکاگو برای فیلم (سفر)
برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره مسکو برای فیلم (سفر)
برنده جایزه ویژه جشنواره قاهره برای فیلم (غریبه و مه)
نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر برای فیلم (شاید وقتی دیگر…)
برنده جایزه اول جشنواره فیلم و هنر فرانسه برای فیلم (باشو؛ غریبه کوچک)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر برای فیلم (مسافران)
برنده سیمرغ بلورین جایزهٔ ویژهٔ هیات داوران برای فیلم (مسافران)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین برای فیلم (مسافران)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه برای فیلم (روز واقعه)
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه برای فیلم (سگکشی)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی برای فیلم (سگکشی)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم برای فیلم (سگکشی)
برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین برای فیلم (وقتی همه خوابیم)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی برای فیلم (وقتی همه خوابیم)
نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما برای فیلم (سگکشی)
برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما برای فیلم (سگکشی)
نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما برای فیلم (سگکشی)
نامزد تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان برای فیلم (سگکشی)
نامزد تندیس زرین بهترین تدوین جشن خانه سینما برای فیلم (سگکشی)
نامزد تندیس زرین بهترین عنوانبندی جشن خانه سینما برای فیلم (سگکشی).